ارتباط با کربلاگ کربلاگ کربلاگ ، فرصتی برای تجمیع دل نوشته های کربلائیان در خصوص وقایع عاشورا - www.Karblog.ir
   السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين   
متن زیارت عاشورا
عاشورا ، راز خلقت
روز دهم ماه محرم ـ معروف به روز عاشورا ـ عظيم‏ترين روز سوگوارى و ماتم در فرهنگ اسلامی به شمار می‏رود. در دهمین روز ماه محرم الحرام سال 61 هجری قمری (مقارن با اکتبر سال 680 میلادی) بزرگ‏ترين فاجعه در حق اهل بیت پيامبر (ص) انجام ‏گرفت و امام حسين بن علی (ع) به همراه بیش از صد نفر از خاندان و یارانش به شکل دردناکی به شهادت رسیدند. امام حسين‏(ع) كه به دعوت اهل كوفه به سوی مردم این شهر شتافته بود تا با کمک آنان ظلم را ریشه‏کن کند، پيش از رسيدن به كوفه، با پیمان‏شکنی مردم این شهر، در "سرزمین كربلا" به محاصره‏ نيروهاى دشمن درآمد. امام و خاندان و اصحابش، چون حاضر نشدند ذلت تسليم و بيعت با حكومت غاصب وظالم يزيدى را بپذيرند، با لب تشنه و با رشادتى شگفت، تا آخرين نفر جنگيدند و به شهادت رسيدند. بازماندگان و بانوان آن حضرت(ع) نیز به اسارت نيروهاى ظلمت درآمدند.
تصویر تصادفی
کربلاگ
بازدید از کربلاگ
کل بازدیدکنندگان : 292112 نفر
بازدیدکنندگان آنلاین : 28 نفر
IP بازدیدکننده : 54.196.110.222
امروز دوشنبه 31 ارديبهشت 1397
Monday,21 2018


دايره المعارف جامع عاشورا دايره المعارف جامع عاشورا دايره المعارف جامع عاشورا
 
کربلاگ از وبلاگ تا کربلای معلی همسفر امام حسین در عاشورا

دايره المعارف جامع عاشورا
اصطلاحات عاشورايي شروع شده با «ک»

کارستن نیبور

در سال (1179 ه. 1765 م) جهانگردی آلمانی با نام کارستن نیبور از راه خلیج فارس وارد بصره شد و بوسیله کشتی بادی از طریق نهر فرات به نجف اشرف آمد و سپس از راه حله به کربلا رفت.
ین جهانگرد آلمانی کربلا را از جهت کثرت خرما و سکنه شهر به نجف مثال زده.
وی شهر کربلا را ینگونه توصیف می کند:
«ین شهر پنج درب داشت. اطراف صحن چراغان بود و شبکه هی بدیع و جالبی اطراف آن قرار داشت. دور تا دور صحن را خانه هی علما و سادات فراگرفته بود و در باب ورودی اصلی، یک شمعدان بزرگ وجود داشت که شمعهی زیادی در آن روشن بود.» او از زیادی کبوترهی حرم و نگاه احترام آمیز مردم به آنها سخن گفته و از تربت و تسبیح و عکسهی براق و ذوالجناح و کعبه و شمشیر ذوالفقار تعریف کرده، می گوید یک قطعه پارچه را که شامل همه ی آن آثار دینی بوده تهیه کرده است. ین مستشرق آلمانی ادامه می دهد که:
«مشهد حسین (علیه السلام) که در یک میدان و جیگاه وسیع واقع است که اطراف و جوانب آن را خانه هی سادات و منازل علما احاطه کرده اند. در مقابل درب بزرگ صحن یک شمعدان مسی وجود دارد که شمعهی زیادی در آن جی می گیرد و نظیر آن در مشهد علی علیه السلام هم وجود داشت ولی در طلاکاری به ضریح علی علیه السلام نمی رسد. در خارج شهر و اول راه، مزاری به چشم می خورد. و می گویند آنجا محلی است که حسین علیه السلام از اسب افتاده.»
مستشرق آلمانی در توضیحات خود از بارگاه عباس بن علی علیه السلام با بزرگی یاد کرده و درباره خیمه گاه می گوید:«در ین محل باغ بزرگی بود که در آن استخر آبی قرار داشت. گویند ین همان محلی است که عباس بن علی علیه السلام حفر چاه نموده و آبی درنیامده. در کربلا عده زیادی از اشرار وجود داشتند که اکثر آنان را تبعید شدگان تشکیل می دادند. اغلب آنها متعرض زوار می شدند و بری شیعیان مزاحت یجاد می کردند.
مأمورین دولت نیز از اشرار کمتر نبودند بلکه خود آنان هم مردم را می چاپیدند. در مدت اقامت خود دیدم که عده ی زوار وارد شهر شدند در حالیکه مأمورین حکومتی آنان را لخت کرده بودند.»

کارستین نیبرد

ین جهانگرد آلمانی که در سال 1765 م به کربلا مسافرت داشته، وی مشاهدات خود در موضوعات مختلف را در طول سفر یادداشت می کرده که از جمله آن موضوعات، موضوع تربت است. او می نویسد، تربت در کارگاههیی بعمل می آمده و در انبارها گذاشته می شدند و اکثر متولیان ین کار، سادات بودند.

کاشفی
حسین بن علی بیهقی، مشهور به واعظ و متخلص به کاشفی، از علمی معروف یران که در فن خطابه تسلط داشته و شعر هم می سروده است.کتاب معروفش «روضة الشهدا» ست که در تاریخ خاندان پیامبر و مراثی اهل بیت «ع » است (1) و مدتها مرثیه خوانان، از کتاب مقتل او مرثیه می خواندند و به همین جهت به آنان روضه خوان گفته می شد.به نوشته دهخدا: وی در زمان سلطان حسین بیقرا در هرات و نیشابور، مشغول وعظ و ارشاد بوده و با صوتی خوش و آهنگی دلکش یات قرآنیه و احادیث نبویه را با عبارت و اشارات لیقه به عرصه بیان می آورده... در هرات که مردمانش از اهل سنت و جماعت بوده اند، به شیعیگری متهم و در سبزوار که مرکز تشیع بوده... به تسنن اشتهار داشته است.
مصنفاتش: ینه اسکندری، الاختیارات، اخلاق محسنی، الاربعون حدیثا، اسرار قاسمی، الواح القمر، انوار سهیلی، جامع الستین، جواهر الاسرار، روضة الشهدا، و کتابهی دیگر (2) وی در سال 906 یا 910 در هرات درگذشت.پاورقی(1) معارف و معاریف، ج 4، ص 1835.
(2) لغت‏نامه، دهخدا.

کاشفی
حسین بن علی بیهقی، مشهور به واعظ و متخلص به کاشفی، از علمی معروف یران که در فن خطابه تسلط داشته. او صاحب کتاب «روضة الشهداء» است که درباره تاریخ خاندان پیامبر و مراثی اهل بیت علیهم السلام می باشد.
در ین کتاب مرثیه هیی راجع به شهیدان کربلا و حضرت امام حسین علیه السلام وجود دارد که بسیار مورد استفاده ی وعاظ و مرثیه خوانان قرار می گرفت. و به همین خاطر کسانی که از ین کتاب در خواندن مراثی استفاده می کردند روضه خوان نامیده می شدند.

کام برداشتن با تربت
مستحب است کام نوزادان را با تربت سید الشهدا «ع » بردارند که سبب امان است.آشناساختن کام فرزند با خاک شهادت، الهام دهنده پیوند با عاشورا و قداست بخشیدن به حیات نوزاد، در نخستین روزهی زندگی است.امام صادق «ع » فرمود: «حنکوا اولادکم بتربة الحسین «ع » فانه امان » (1) کام فرزندانتان را با تربت قبر حسین «ع » بردارید، چرا که ین، سبب امان او خواهد شد. ین استحباب، نسبت به آب فرات هم وجود دارد و به نوعی چشاندن محبت حسینی و آشنا ساختن سرشت فرزند با مکتب عاشوراست. «تحنیک » و «سغ برداشتن » هم گفته می شود.بعضی جاها مقداری از تربت را در آب یا شربت حل می کنند و به افراد می دهند تا شفا یابند و متبرک شوند.به ین کار اصطلاحا «تربت نوشانی » می گویند.پاورقی(1) بحار الانوار، ج 98، ص 124 و 136.

کامل
غلام نافع بن هلال بن نافع الجملی المذحجی. از شهدی عاشوری ابی عبدالله علیه السلام است. گفته شده که نام او کامل بوده و به همراه مولیش نافع پس از نبردی سخت با دشمن در رکاب سیدالشهدا به شهادت رسید.

کامله
صاحب کمال. از القاب شریفه ی حضرت زینب سلام الله علیهاست.

کبری
لقب حضرت زینب، دختر امیرالمومنین علیهماالسلام. ین لقب بیانگر مقام رفیع آن بانوی مکرمه است.

کتابنامه عاشورا
درباره زندگینامه امام حسین «ع » و حادثه عاشورا و شهادت آن حضرت و یارانش، آثار بیشماری چه بصورت شعر یا نثر، نوشته شده است.علاوه بر دیوانهای اشعار و نوحه ها، کتبی درباره آن قیام، چه بصورت نقلی و بیان حوادث، چه بشکل تحلیلی و بررسیهای عمیق نوشته و چاپ شده است.
در اینجا برخی از کتب یاد شده را در دو بخش عربی و فارسی نام می بریم:
عربی: (1) .
ائمتنا (ج 1) -علی محمد دخیل
ابصار العین فی انصار الحسین «ع » -محمد بن طاهر سماوی
ابو الشهداء-عباس عقاد
الامام الحسین «ع » -عبدالله العلائلی
الامام الحسین بن علی الشهید-عبد الودود الامین
الامام الحسین فی حلة البرفیر-سلیمان الکتانی
انصار الحسین «ع » -محمد علی عابدین
انصار الحسین «ع » -محمد مهدی شمس الدین
اسرار الشهادة-فاضل دربندی
بحار الانوار (ج 44-45) -علامه مجلسی
ثورة الحسین «ع » -محمد مهدی شمس الدین
ثورة الحسین فی الوجدان الشعبی-محمد مهدی شمس الدین
الحسین، فی طریقه الی الشهادة-علی بن الحسین الهاشمی
الحسین و بطلة کربلاء-محمد جواد مغینه.
حیاة الامام الحسین بن علی-باقر شریف القرشی
الخصائص الحسینیه-شیخ جعفر شوشتری
الدوافع النفسیة لانصار الحسین-محمد علی عابدین
الشهید و الثورة-هادی المدرس
علی طریق کربلا-محمد حسین فضل الله
عوالم (الامام الحسین) -عبدالله البحرانی
العیون العبری-سید ابراهیم المیانجی
فرسان الهیجاء-ذبیح الله محلاتی
فی رحاب ثورة الحسین-احمد زکی تفاحه
کتاب العاشوراء-هادی المدرسی
اللهوف-سید بن طاووس
مثیر الاحزان-ابن نماء حلی
مع الحسین فی نهضته-اسد حیدر
مقاتل الطالبیین-ابو الفرج اصفهانی
مقتل الحسین «ع » -خوارزمی
مقتل الحسین-ابی مخنف
مقتل الحسین-عبد الرزاق المقرم
نفس المهموم-شیخ عباس قمی
المنابع النوراء فی وقیع عاشوراء-سید محمد صادق البحرانی
موسوعة کلمات الامام الحسین «ع » -پژوهشکده باقر العلوم «ع »
نهضة الحسین-سید هبة الدین شهرستانی
الوثاق الرسمیة لثورة الامام الحسین-عبد الکریم الحسینی القزوینی
فارسی:
الفبی فکری امام حسین «ع » -محمد رضا صالحی کرمانی
بررسی تاریخ عاشورا-محمد ابراهیم یتی
پرتوی از عظمت حسین «ع » -لطف الله صافی
پیامهی عاشورا - جواد محدثی
پیشوی شهیدان-سید رضا صدر
چشمه خورشید-مجموعه مقالات کنگره امام خمینی و فرهنگ عاشورا
حسین بن علی را بهتر بشناسیم-محمد یزدی
حسین، پیشوی انسانها-محمود اکبرزاده
حماسه حسینی-شهید مرتضی مطهری
خون خدا-جواد محدثی
درسی که حسین «ع » به انسانها آموخت-شهید هاشمی نژاد
سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا-صادق نجمی
سوگنامه آل محمد-محمد محمدی اشتهاردی
شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی -محمد علی مجاهدی
عنصر شجاعت-خلیل کمره ی
قمقام زخار-فرهاد میرزا
قیام جاودانه-محمدرضا حکیمی
ناسخ التواریخ-سپهر
منتهی الآمال-شیخ عباس قمی
منهاج الدموع-قرنی گلپیگانی
مقتل الشمس-محمد جواد صاحبی
مرثیه ی که ناسروده ماند-پرویز خرسند
الوقیع و الحوادث (محرم) -محمد باقر ملبوبی
یک شب و یک روز عاشورا-خلیل کمره ی
و... (2) .
در یک تقسیم بندی دیگر می توان همه کتابهی مربوط به امام حسین «ع » و حادثه کربلا را به انواع زیر، فهرست نمود:
1-زندگینامه و شرح حال امام حسین «ع »
2-تحلیل حادثه کربلا
3-مقتل و جریانهی ریز واقعه
4-تحقیقات و تالیفات مستشرقان پیرامون عاشورا
5-منابع مربوط به جغرافیی کربلا و سابقه اش
6-کتب مربوط به بنی حرم و تحولات ساختمانی حائر و حرم حسینی
7-کتابهی مربوط به مشروعیت یا عدم مشروعیت گریه، نوحه، عزاداری، قمه زنی، زنجیرزنی، مراسم سنتی، شبیه خوانی، توسل و... (چه از سوی خودشیعه یا دیگران)
8-مجموعه هی شعری مربوط به امام حسین «ع »
9-مجموعه هی شعری مرتبط با عاشورا
10-مجموعه نوحه هی سینه زنی
11-مجموعه متن تعزیه ها و شبیه خوانی
12-کتابهای معرفی اصحاب امام حسین «ع » بصورت مجموعه ی
13-کتابهای تک نگاری پیرامون قهرمان عاشورا (همچون ابوالفضل، علی اکبر، مسلم، زینب و...)
14-کتابهای تک نگاری مربوط به یاران برجسته امام در عاشورا (مثل حبیب، حر، زهیر و...)
15-مجموعه هیی که سخنان امام حسین «ع » و خطبه ها را گردآوری کرده است (مثل موسوعة کلمات الامام الحسین)
16-کتابهی تحقیقی پیرامون تعزیه و نمایشهای مذهبی و مرثیه سری پاورقی(1) اغلب ین کتابها به فارسی ترجمه شده است.
(2) پیرامون محورهای گوناگون عاشورا و حوادث و شخصیتها و موضوعاتش، جزوه‏ «فهرست کتب و موضوعات پیرامون واقعه کربلا»، (از نویسنده) چاپ شده است، ناشر: سازمان تبلیغات اسلامی.

کتل
کتل، علم بزرگی است که در دسته هی عزاداری حرکت می دهند، توغ، علمی که قسمت فوقانی آن را پیراهن بی آستین مانندی بپوشند، همانند تکیه و متکیی که بر چوب نصب شده باشد و همراه با علامت و بیرق در مراسم عزاداری حرکت دهند، علم و کتل راه انداختن، کتل بستن، یعنی دسته هی عزاداری با علم و کتل برپا کنند و بگردانند.به علامت و اسبانی هم که به هیئت و شکل مخصوصی در روزهی عزا حرکت دهند، علم و کتل می گویند. (1) «تکیه هی مشهور در گذشته، کتل می بستند.یعنی پسر بچه دو سه ساله ی را در حالی که غرق در جواهرات و طلاجات می کردند، بر اسب زینت کرده ی می نشاندند و عده ی از جوانان قوی هیکل و بزن بهادر را با شمشیر و قداره به منظور حفاظت در اطراف آن می گماردند و ادعا داشتند که هیچ کس نمی تواند کودکی را با ین همه طلا وجواهر از جمع عزاداران ما بیرون ببرد و ین را نشانه برتری و قدرتمندی دسته و تکیه محله خود می دانستند.عده ی از مردم بری سلامتی پسر دو سه ساله خود، نذر می کردند که او را کتل کنند...» (2) ین نیز تعریف دیگری از کتل است، متفاوت با معنی نخست، باز هم دریغ و افسوس، از پرداختن به شکلها و ظواهر و غفلت از محتوی عاشورا و روح کربلا!پاورقی(1) لغت‏نامه، دهخدا.
(2) تاریخ تکیا و عزاداری قم، ص 214.

کتیبه
پارچه هیی مشکی که مزین به اشعار «محتشم کاشانی » است و با خط نستعلیق نوشته شده و در یام محرم و سیر روزهی سوگواری، مساجد، حسینیه ها، تکیا و مجالسی را که در آنها اقامه عزا می شود، سیاهپوش می کنند.در ین اشعار، اغلب از همان ترکیب بند معروف محتشم (باز ین چه شورش است که در خلق عالم است) استفاده می شود.البته کتیبه، به هر نوع نوشته هم گفته می شود که در ساختمانها به کار می رود. «آنچه با خط نسخ یا نستعلیق و یا به خط طغرا و یا به خط کوفی بر دوره دیوار مساجد و مقابر و اماکن متبرکه یا سر در دروازه امرا و بزرگان نویسند، یا نقش کنند.». (1) کتیبه نویسی از هنرهی عمده، دربخش خطاطی است و خطاطان معروفی هنر دینی خویش را در کتیبه هی مساجد و بناهی مذهبی تجلی داده اند.پاورقی(1) لغت‏نامه، دهخدا.

کثیر بن اسماعیل کندی
وی از هواداران و فرماندهان تحت امر مختار بن ابوعبید ثقفی بود. در آخرین جنگ مصعب بن زبیر علیه مختار در منطقه ی «حمام اعین»، کثیر بن اسماعیل،فرماندهی نیروهی پیاده را به عهده داشت.

کثیر بن شهاب بن حصین حارثی
مزدور عبیدالله بن زیاد در کوفه بود. هم او بود که جناب «عبدالاعلی بن یزید کلبی» را در کوفه دستگیر نمود و موجبات کشته شدنش را فراهم آورد. در زمان حرکت مسلم بن عقیل در کوفه، او طرفداران خویش را از قبیله ی مذحج گرد آورده بود تا مردم را وادارد که از طرفداری و حمیت مسلم بن عقیل دست بردارند.

کثیر بن عبدالله شعبی
از او، سخنرانی «زهیر بن قین» بواسطه ی «علی بن حنظله بن اسعد شبامی» رویت شده است. نامبرده در روز عاشورا و به هنگام شهادت حسین علیه السلام آنجا بوده است.
«طبری» از «هشام بن عوانه» آورده است که او سواری جسور و بی باک بود که به هنگام پیکار چیزی نمی توانست جلوی او را بگیرد. هنگامی که «عمر بن سعد» سر کرده ی سپاه تبهکار اموی از افسران و سران سپاه خواست تا بسوی حسین علیه السلام بروند از او بپرسند که بری چه هدفی به ینجا آمده؟ و در پی چیست؟ همه آنان از رویارویی با سالار شهیدان شرمسار بودند و نپذیرفتند و «کثیر بن عبدالله شعبی» آماده شد و گفت: من به سوی حسین علیه السلام می روم و می پرسم چه می خواهد؟ و به خدا سوگند اگر تو ی «عمر»! بخواهی، حاضرم او را غافگیر ساخته و از پی درآورم...
او در پی مأموریت خویش به اردوگاه نور روی آورد... و خواست بطور مسلح به حضور امام علیه السلام وارد شود، که یکی از یاران حق در برابرش یستاد و دلیرانه به او دستور داد، سلاح خویش را به زمین نهد.
او پاسخ داد نه به خدا سوگند که نخواهد شد. ین اهانت به من است و از کرامت نیست و امتناع ورزید...
و او همان سنگدلی است که به همراه «مهاجز بن اوس» کار را بر «زهیر» آن قرآن پژوه حقجو، سخت گرفتند و او را به شهادت رسانیدند.

کجاوه
محمل، هودج، عماری، نشیمن و جیگاهی که بر شتر و استر بار کنند و در هر طرفی یکی بنشیند، نشیمن روپوش دار. (1) در منابع و مقتلها آمده است که امام سجاد «ع » را درطول سفر اسارت، بر شتر بی جهاز و کجاوه نشانده بودند.یا آنکه زنان و کودکان اهل بیت، بر کجاوه ها نشسته بودند. (2) در بعضی نقلها آمده است که چون در کوفه سر ابا عبدالله «ع » راپیشاپیش سرها آوردند و چشم زینب بر آن سر تابان افتاد، پیشانی خود را به جلوی محمل زد و خون از زیر مقنعه اش بیرون آمد و خرقه ی طلبید تا آن را ببندد.شعر «یا هلالا لما استتم کمالا...» را نیز آنجا خواند. (3) .پاورقی(1) همان.
(2) الفتوح، ابن اعثم، ج 5، ص 147.
(3) عوالم (امام حسین)، ص 373.

کربلا
«کربلا»، مدفن سید الشهداست، سرزمینی که عظیمترین حماسه خدیی بشر، در عاشوری سال 61 در آن اتفاق افتاد و موجش سراسر تاریخ و پهنه جهان را فرا گرفت. خاک آن، بوی خون می دهد و تربت کربلا مقدس و الهام بخش است و در فضیلت آن، رویات بسیاری نقل شده است. (1) .
امام علی «ع » پس از جنگ صفین، هنگام عبور از کربلا همراه برخی همراهان، چشمانش پر از اشک شد و فرمود: ینجاست محل فرود آمدنشان... و ینجاست شهادتگاه عاشقان بی نظیر که در گذشته و ینده، نمونه ندارند: «... مصارع عشاق شهداء لا تسبقهم من کان قبلهم و لا یلحقهم من بعدهم...» (2) و به همین خاطر، «کربلا» سمبل یثار و جانبازی و شهادت طلبی و شوق و شور حماسی شناخته شده است و در طول تاریخ نیز، کانون عشقهی برتر بوده و همچون مغناطیسی، دلهی مشتاق و شیدی معرفت را به سوی خودکشیده است.در حماسه دفاع مقدس یران نیز، بسیاری از رزمندگان اسلام، به شوق کربلا و زیارت حرم حسینی، جبهه ها را درمی نوردیدند و با بعثیان کافر می جنگیدند و رو به کعبه عشق، کربلی سید الشهدا «ع » شهید می شدند، چون کربلا سمبل هر جیی است که صحنه دیگری حق و باطل باشد.
در حسرت کوی کربلا می رفتند              مشتاق به سوی کربلا می رفتند
گلگون تن و خونین کفن و بی پر و بال        ینگونه به سوی کربلا می رفتند (3) .
در رویات آمده است که سید الشهدا «ع » نواحی اطراف قبر خویش را از اهل نینوا و غاضریه به مبلغ شصت هزار درهم خریداری کرد و به خود آنان صدقه داد و با آنان شرط کرد که مردم را به جیگاه قبرش راهنمیی کنند و هر که را به زیارت آن حضرت ید، سه روز مهمان نمیند و پذیریی کنند. (4) .
باری، کربلا نام یکی از شهرهی کشور عراق است که در کنار رودخانه فرات قرارداشته است.ین شهر، تا سال 61 هجری، بیابان بوده است.از آن زمان به بعد، بر اثر شهادت حسین بن علی «ع » در آن محل، بتدریج مورد توجه شیعیان آل علی قرار گرفت و پس از بنی مرقدهی شهدا، متدرجا مرکز جمعیت گردید و امروز، یکی از شهرهی زیارتی عراق می باشد که قریب 65000 تن جمعیت دارد و در ماههی محرم و صفر و هنگام زمستان، به سبب ورود زیران، جمعیت شهر به 100000 تن می رسد. (5) .
در ین که «کربلا» یعنی چه و ریشه لغوی آن چیست و از چه گرفته شده، بحثهی مفصلی انجام گرفته است. (6) طبق برخی نقلها، ین نام از ترکیب «کرب » و «ال » ساخته شده است، یعنی حرم الله، یا مقدس الله، «کرب » در لغت سامی به معنی «قرب » در عربی است (کرب: قرب).اگر «ال » هم به معنی «الله » باشد، کربلا به معنی محلی است که نزدخدا، مقدس و مقرب است، یا «حرم خدا» است. (7) برخی هم آن را ترکیب یافته از «کوربابل » دانسته اند، یعنی مجموعه ی از آبادیها و روستاهی بابل.موقعیتی که کربلا در آن قرار دارد، در بین النهرین است.ین منطقه در گذشته هی دور، مهد حوادث و احیانا تمدنها بوده است و بخشهی گوناگونی از ین ناحیه، نامهی مختلف داشته است.کربلا، کور بابل، نینوا، غاضریه، کربله، نواویس، حیر، طف، شفیه، عقر، نهر علقمی، عمورا، ماریه و... که بعضی از ینها نام روستاها و آبادیهیی در ین منطقه وسیع بوده است. (8) .
حرم مطهر امام حسین «ع » که در ین شهر قرار دارد، تاریخچه ی مفصل دارد و در دوره هی مختلف تاریخی، بنی آن تغییرات و تعمیراتی یافته است.کربلا، شهری است که خاندانهی ریشه دار در آن ساکن بوده اند.حوزه علمیه داشته و خانواده هیی شریف، ادیب و علمی برجسته از آن برخاسته و در آن زیسته اند.قبر حضرت عباس «ع » نیز در همین شهر است.در قرون اخیر نیز شاهد تعدادی حوادث و انقلابها و فتنه ها بوده است. (9) ولی به هر حال، در کربلا بیش از نشانهی جغرافییی و تاریخی، بید مفاهیم والی انسانی و شورگستریها و الهام بخشیهی قداست آفرین را سراغ گرفت.پاورقی(1) ر.ک: سفینه البحار، ج 2، ص 11 و 475.معروفست که: «کل ارض کربلاء و کل یوم عاشورا».درباره ین مرقد مطهر از جمله «چهل حدیث کربلا»، نشر معروف نیز منتشر شده است. نیز «کربلا» از مؤلف، شر مشعر.
(2) همان، ص 197 و 475.
(3) علی مرادی.
(4) مجمع البحرین، طریحی، واژه‏ «کربل‏».
(5) فرهنگ فارسی، معین.بری آشنیی با تاریخ ین شهر از دیر باز تا عصر حاضر، ر.ک: «تراث کربلا» از سلمان هادی ‏الطعمه (ین کتاب به فارسی هم ترجمه شده است: میراث کربلا) همچنین ر.ک: «موسوعة العتبات المقدسه‏» جلد 8 (قسم کربلا) از جعفر الخلیلی.
(6) از جمله ر.ک: «موسوعة العتبات المقدسه‏»، ج 8، ص 9 به بعد.
(7) همان، ص 10.
(8) تراث کربلا، ص 19.
(9) ر.ک: «تراث کربلا»، سلمان هادی الطعمه.کربلا از دیدگاه حضرت سجاد امام سجاد علیه السلام در کلامی بلند پیرامون توصیف سرزمین مقدس کربلا و منزلت والی آن چنین فرمودند:
خداوند زمین کربلا را حرم امن اختیار فرمود پیش از آنکه زمین کعبه را بیافریند و 24 هزار سال آن سرزمین را حرم قرار داد و زمانی که خدی تعالی زمین را لرزاند و آن را سیر داد به سرزمین کربلا رفعت بخشید بطوری که کربلا با تربتش صاف و نورانی شد پس کربلا را در برترین روضه از باغات بهشت و برترین مسکن بهشت قرار داد که در آن ساکن نمی شود مگر پیامبران و رسولان الهی (یا پیامبران اوالعزم) و همانا آن زمین در میان روضه هی بهشتی می درخشد همانطوری که ستاره دری در میان ستارگان به اهل زمین درخشش دارد. نور سرزمین کربلا چشمه هی بهشت را می پوشاند سرزمین کربلا ندا می دهد من سرزمین مقدس پاک و مبارک خدیم آن سرزمینی که سیدالشهدا و آقی جوانان بهشتی را در بر گرفته است.
جناب آقی شیخ جعفر عباس الحائری مؤلف گرانقدر کتاب شریف بلاغة الامام علی بن الحسین علیهماالسلام چنین می نویسد: ین کلام دلیل بر اشرفیت و برتری سرزمین کربلا بر مکه مشرفه است و مرحوم علامه سید مهدی بحرالعلوم در منظومه ارزنده خویش بدین موضوع نظر دارد که گفته:
و من حدیث تکربلا و الکعبه لکربلاء بان علو الرتبه.
یعنی: و از گفتگوی سرزمین کربلا و کعبه علو رتبه ی کربلا روشن شد.

کربلیی
منسوب به کربلا، اهل کربلا، کسی که به زیارت کربلا رفته باشد، عنوانی که روستاییان و عامه را بدهند، مخاطبه ی عامه مردم را آنجا که نام او ندانند.کربلیی: ساخته و پرداخته کربلا. (1) همانگونه که زائران خانه خدا را حاج و حاجی گویند، بعنوان تکریم و احترام، به زائران حرم امام رضا «ع » «مشهدی » و به زوار کربلا هم «کربلایی » گویند.در قدیم، رمز و نشانه ین بوده که کسی که با ین نام معروف می شود، به زیارت قبر امام حسین «ع » موفق شده است.همچنین در تعبیر استعاری، به هر چه که حال و هوا و خصوصیات قیام عاشورا را داشته باشد و با الهام از آن حماسه شکل گیرد «کربلایی » می گویند، مثل: امت کربلایی، شور کربلایی.ابداع ین لقب، از اسباب ماندگاری ارزشهای معنوی ین دیار و مدفون درآن مزار است و بیش از یک تعبیر عرفی، بار فرهنگی و مقدس دارد.پاورقی(1) لغت‏نامه، دهخدا.

کرده امام حسین
کرده و کرد، قطعه زمینی که کناره هی آن را بلند کرده باشند و در میان آن سبزی بکارند یا زراعت دیگری کنند.زمینی که بری کاشتن سبزی یا میوه درست کنند و در آن چیزی بکارند. (1) در قدیم، رسم بوده که کشاورزان، زمینهی مزروعی خود را کرده بندی (قسمت بندی) می کردند و یک کرده را به نام امام حسین «ع » می کاشتند و در آخر سال حساب می کردند و درآمد آن را به یکی از تکیی شهر می پرداختند تا به مصرف سوگواری خامس آل عبا برسد. (2) ین نوعی موقوفه سازی بری سید الشهدا «ع » بود و بودجه مردمی که مخارج تکیا و سوگواری ها را تامین می کرد، بعلاوه به کشاورزی و محصول زارعین هم برکت می داد و آنان امام حسین «ع » یا اباالفضل «ع » را در زمین و زراعت خویش، شریک و سهیم می کردند و نشانه نوعی محبت و ولیت نسبت به خاندان رسول خدا «ص » بود.پاورقی(1) لغت‏نامه، دهخدا.
(2) تاریخ تکایا و عزاداری در قم، ص 189.

کردوس بن زهیر تغلبی
از اهالی کوفه و از فرزندان زهیر بن حرث تغلبی بوده و تغلبی منسوب به قبیله تغلب بن وائل، که از اعراب قحطان هستند، می باشد. از اصحاب حضرت امام علی علیه السلام و از جهاد گران معروف بوده است.
از شهدی کربلاست. او و دو برادر دیگرش «قاسط و مقسط»، هر سه از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام بودند که در رکاب آن حضرت در جنگهای سه گانه شرکت داشتند. پس از شهادت علی علیه السلام در کوفه ماندند. چون خبر آمدن امام حسین علیه السلام را به سوی کوفه شنیدند، شب عاشورا مخفیانه خود را به امام رساندند و در روز عاشورا به فیض شهادت نیل آمدند. نام کردوس در زیارت ناحیه مقدسه وارد شده است.

کرش بن زهیر تغلبی
به قولی او همان «کردوس بن زهیر تغلبی» از شهدی کربلاست.

کرم چندگاندی
مشهور به «مهاتما گاندی» یا «مهندس گاندی»، متولد دوم اکتبر 1869 م که مذهبی «هندی، بودیی» داشت. وی لیسانس حقوق از انگلستان بود. وی وکیل دادگستری و عضو کنگره ی ملی هند نیز بود. به رهبری وی بود که کشور هند به استقلال خود دستی افت. ین رهبر سیاسی جهان، در رابطه با عاشورا مطلبی دارد که می گوید:
«من بری مردم هند چیز تازه ی نیاوردم فقط نتیجه ی را که از مطالعات و تحقیقاتم درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلا به دست آورده بودم ارمغان ملت هند کردم.اگر بخواهیم هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیمیم که حسین بن علی پیمود».

کسایی مروزی
ابوالحسن یا ابواسحاق کسایی مروزی به سال 341 ه.ق در مرو متولد شد. وی نخست مداح سامانیان و نیز مداح، عبدالله بن احمد عتبی وزیر نوح بن منصور بود، لکن بعدها از مداحی دست کشید و به سرودن اشعاری در پند و اندرز و مدح و رثی اهل بیت علیه السلام پرداخت. او یکی از بزرگترین گویندگان ادب فارسی در قرن چهارم و نخستین شاعر پارسی زبان است که مرثیه ی عاشوریی سروده است. با توجه به شواهد قطعی تاریخی و آثار ین سخنور بزرگ، تردیدی در تشیع او وجود ندارد. از اشعار او در حدود 200 بیت باقی مانده است. او اندکی بعد از سال 394 ه.ق. وفات یافته است.

کشته اشک
کشته اشکها.از لقبهی سید الشهدا «ع » است.شهیدی که هم یادش گریه آور است وهم اشک ریختن در سوک او ثواب دارد و موجب احیای عاشورا ست.امامان نیز توصیه فراوان بر عزاداری و گریستن بر مصائب آن حضرت داشته اند.رویت از امام حسین «ع » است که: «انا قتیل العبرات » (1) من کشته اشکهیم.در حدیث دیگری فرموده است: «اناقتیل العبرة، لا یذکرنی مؤمن الا استعبر» (2) من کشته اشکم.هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند، مگر آنکه اشک در چشمانش می ید.ین صفت، در زیارتنامه ها هم بری آن شهید کربلا آمده است، از جمله: «و صل علی الحسین المظلوم، الشهید الرشید، قتیل العبرات و اسیر الکربات...». (3) .پاورقی(1) منتهی الامال، محدث قمی (چاپ هجرت)، ج 1، ص 538، اثبات الهداة، ج 5، ص 198، (عبارت آن قتیل العبرة‏است).
(2) امالی، صدوق، ص 118، مناقب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 87.
(3) مفاتیح الجنان، ص 460 (زیارت مخصوص اول).

کعب بن جابر ازدی
از سپاهیان عمر سعد در کربلا، که روز عاشورا با «بریر بن خضیر» جنگید و او را به شهادت رساند. قاتل بریر را شخص دیگری نیز نوشته اند.

کعب بن طلحه
وی از سرهنگان و فرماندهان سپاه کوفه (بنی امیه) بود که چند هزار نیرو را رهبری می کرد.

کعبة الرزیا
نشانه ی اندوه ها. از القاب شریفه ی حضرت زینب سلام الله علیهاست.

کفیلة السجاد
عهده دار و پرستار حضرت سجاد علیه السلام. از القاب شریفه ی حضرت زینب سلام الله علیهاست.

کل یوم عاشورا
هر روز عاشورا و هر سرزمین، کربلاست. «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا».ین جمله و شعار، نشان دهنده پیوستگی و تداوم خط درگیری حق و باطل در همه زمانها و مکانهاست.عاشورا و کربلا، یکی از بارزترین حلقه هی ین زنجیره طولانی است.همیشه حق و باطل رو در روی همند و انسانهی آزاده، وظیفه پاسداری از حق و پیکار با باطل رابر عهده دارند و بی تفاوت گذشتن از کنار صحنه حق و باطل، بی دینی است.امام خمینی «قدس سره » بارها به ین نکته مهم توجه دادند، از جمله در یام جنگ تحمیلی: «امروز، روز عاشوری حسینی است، امروز یران کربلاست، حسینیان آماده باشید.» (1) و درپیامی به مناسبت 17 شهریور فرمود: «عاشورا، قیام عدالتخواهان با عددی قلیل و یمان وعشقی بزرگ، در مقابل ستمگران کاخ نشین و مستکبران غارتگر بود و دستور آن بود که ین برنامه، سرلوحه زندگی امت در هر روز و در هر سرزمین باشد.روزهیی که بر ما گذشت، عاشوری مکرر بود و میدانها و خیابانها و کوی و برزنهیی که خون فرزندان اسلام در آن ریخت، کربلی مکرر.». «17 شهریور، مکرر عاشورا و میدان شهدا مکرر کربلا و شهدی ما مکرر شهدی کربلا و مخالفان ما مکرر یزید و وابستگان او هستند.» (2) .
نبرد عاشورا، گر چه از نظر زمان، کوتاهترین درگیری بود (نیم روز) ولی از نظر امتداد، طولانی ترین درگیری با ستم و باطل است و تا هر زمان که هر آرزومندی آرزو کند که کاش در کربلا بود و در یاری امام شهیدان، به فوز عظیم شهادت می رسید (یا لیتنا کنا معکم فافوز فوزا عظیما)، (3) جبهه کربلا گرم و درگیری عاشورا دیر است.آنگونه که حسین «ع »، وارث آدم و ابراهیم و نوح و موسی و عیسی و محمد «علیهم السلام » است، پیروان عاشوریی او نیز وارث خط سرخ جهاد و شهادت اند و پرچم کربلا را بر زمین نمی نهند، وین جوهر تشیع در بعد سیاسی است.
شیعه بید آبها را گل کند           خط سوم را به خون کامل کند
خط سوم خط سرخ اولیاست         کربلا بارزترین منظور ماست
شیعه یعنی تشنه ی جام بلا         شیعگی یعنی قیام کربلا
شیعه یعنی بازتاب آسمان         بر سر نی جلوه ی رنگین کمان
از لب نی بشنوم صوت تو را           صوت «انی لا اری الموت » تو را
شیعه یعنی سالک پا در رکاب         تا که خورشید افکند از رخ نقاب
ین سخن کوتاه کردم و السلام           شیعه یعنی تیغ بیرون از نیام (4) .
یکی از نویسندگان محقق می نویسد: ما یقین داریم که اگر حسین «ع » در زمان ما بود، از قدس، جنوب لبنان و بیشتر مناطق اسلامی کربلی دومی می ساخت و همان موضعی را می گرفت که در برابر معاویه و یزید یستاد و از همه مدعیان اسلام و تشیع و از آنان که برقدس و جنوب لبنان می گریند و در اعلامیه ها، سخنرانیها و صفحه مطبوعات بر سرفلسطین و لبنان معامله می کنند و در خیابانها و مجامع، سلاح با خود حمل می کنند، بیش ازتعدادی که در کربلی اول کنار آن حضرت یستادند و یاریش کردند، او را یاری نمی کردند.» (5) .
ین دیدگاه، رد کننده نظریه ی است که کربلا و قیام حسینی را تکلیفی خاص امام می داند که نمی توان از آن تبعیت کرد.وقتی ابا عبدالله الحسین «ع » ضرورت قیام بر ضد سلطه ستمگری را که حلال را حرام می کند و عهد الهی را شکسته، بر خلاف سنت پیامبر عمل می کند و تجاوزکارانه عمل می نمید، در خطبه خویش می آورد و ین صفات را در سلطه یزیدی محقق می داند، در پیان می افزید «فلکم فی اسوة » (6) در کار من بری شماالگوی تبعیت است، ین می رساند که گستره زمین و زمان، کربلا و عاشوراست و همیشه و همه جا بید با الهام از ین مکتب، بر ضد ستم قیام کرد و در راه آزادی و عزت، فداکاری نمود.
امام خمینی «ره » فرموده است: «ین کلمه کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، یک کلمه بزرگی است... همه روز بید ملت ما ین معنی را داشته باشد که امروز روز عاشورا است و ما بید مقابل ظلم بیستیم و همین جا هم کربلاست و بید نقش کربلا را ما پیاده کنیم، انحصار به یک زمین ندارد.انحصار به یک افراد نمی شود.قضیه کربلا منحصر به یک جمعیت هفتاد و چند نفری و یک سرزمین کربلا نبوده، همه زمینها بید ین نقش را یفا کنند.» (7) .پاورقی(1) صحیفه نور، ج 20، ص 195.
(2) همان، ج 9، ص 57.
(3) زیارت عاشورا.
(4) ابیاتی از مثنوی: «شیعه نامه‏»، محمد رضا آقاسی (کیهان 12 / 6 / 71).
(5) الانتفاضات الشیعیه، هاشم معروف الحسنی، ص 387.
(6) تاریخ طبری، ج 4، ص 304.
(7) صحیفه نور، ج 9، ص 202.

کلیددار
منصب ریاست خدام و حرم سید الشهدا «ع »، ین منصب مقدس، در عهد کهن نسبت به خانه خدا هم وجود داشت و اجداد و نیاکان رسول خدا «ص » همچون قصی، عبد الدار، عبد مناف، هاشم و عبد المطلب، منصب کلیدداری کعبه و آب دادن به حاجیان و مهمانداری از زائران حرم الهی را بر عهده داشتند و بری آنان شرافت و افتخار و نوعی قدرت مذهبی و اجتماعی به شمار می آمد.نسبت به مرقد مطهر ائمه و بویژه ابا عبدالله الحسین «ع » نیز، ین منصب خاص، عنوان احترام آمیزی بوده است و خاندانهیی به همین لقب شهرت یافته اند و در نسل خود، افتخار خدمتگزاری به حرم حسینی را همواره داشته اند.

کمال الدین اصفهانی
اسماعیل بن جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، ملقب به خلاق المعانی، او و پدرش هر دو در قصیده سریی مشهورند. سبب شهرت او را به خلاق المعانی آن دانسته اند که در شعر وی معانی دقیقه مضمر است که بعد از چند نوبت مطالعه ظاهر می شود. از جمله ی ممدوحان او رکن الدین مسعود از آل صاعد اصفهان، جلال الدین منکبرنی خوارزمشاه، حسام الدین اردشیر از آل باوند و اتابک سعد بن زنگی هستند. وی دوره ی وحشتناک حمله ی مغول را درک کرد و به چشم خویش قتل عام مردم اصفهان را به دست مغولان به سال 633 ه.ق. دید و خود نیز دو سال بعد، 635 ه.ق. به دست مغولی به قتل رسید. کمال الدین در آوردن معانی دقیق و باریک اندیشی مهارت دارد و در التزامات صعب و تقیید به آوردن مفاهیم مشکل، چیره دست است. دیوان او به طبع رسیده است.
ین شاعر توانمند یرانی اشعار زیادی را در رثی شهیدان کربلا و حضرت امام حسین علیه السلام سروده است که به مناسبت برخی از آن اشعار ذکر می شود:
ین واقعه ی هیل جانسوز ببینید          وین حادثه ی صعب جگر سوز ببینید
بر باز ببینید ستم کردن گنجشک        بر شیر، شغالان شده پیروز ببینید
آن سلطنت و قاعده ی حکم که دی بود       وین عجز و پریشانی امروز ببینید
از دود دل خلق درین ماتم خونبار       یک شهر پر از آتش دلسوز ببینید
ور عیسی یک روزه ندیدی که سخن گفت         نقالی ین طفل نو آموز ببینید
چون محرم رسید و عاشورا          خنده بر لب حرام بید کرد
وز پی ماتم حسین علی          گریه از ابر وام بید کرد
لعنت دشمنانش بید گفت         دوستداری تمام بید کرد
اگر کسی پسری را از آن تو بکشد          به عمر خویش ره لعنتش رها نکنی
اگر کشنده ی فرزند مصطفی ست یزید         حدیث لعنت و نفرین او چرا نکنی؟
تو بر شکنده ی فرزند خود مکن لعنت         چو

بر کشنده ی فرزند مصطفی نکنی

کمکی رفتن
در عرف ریج هیئتهی عزاداری، بری با شکوهتر برگزار شدن مراسم، گاهی افراد یک تکیه یا هیئت به کمک یکدیگر می رفتند و با هم عزاداری می کردند و نوبت بعد، آنان به کمک ینها می رفتند.ین دسته هی کمکی با توافق و اعلام قبلی سران هیئتها به دیدار هم می رفتند. هنگام استقبال و بدرقه دسته هی عزادار که به کمک می آمدند، اشعار و نوحه هی خاصی می خواندند که نشان سپاس از آنان و درخواست قبولی عزاداری ازسوی خداوند بود.ین سنت، الهام بخش روح تعاون و یاری در راه گرامیداشت مراسم عزاداری است و تلاش در رونق بخشیدن به دستگاه ابا عبدالله «ع » را به پیروان راهش درس می دهد.

کمیت بن زید اسدی
از شاعران برجسته ی شیعه که سروده هیش درباره ی اهل بیت و مرثیه ی امام حسین علیه السلام معروف است. کنیه ی او «ابوالمستهل» و اهل کوفه بود. هواداری شدید از بنی هاشم می کرد و با سروده هیش آنان را می ستود. مشهورترین شعرش «هاشمیات» است. گفته اند که کمیت بهترین شاعران اولین و آخرین است و او اول کسی است که استدلال و احتجاج در شعر را به شیعه آموخته است. در وی خصالی بود که هیچ شاعری نداشت: خطیب بنی اسد، فقیه شیعه، سوارکاری دلیر، بخشنده و تیرانداز بود و در میان قومش کسی مهارت او را در تیراندازی نداشت.
ولادتش در سال 60 و وفاتش در سال 126 هجری بود. ین شاعر برجسته، زبان شعری خویش را در راه دفاع از مکتب و ولیت و بیان فضیل عترت و مظالم دشمنان خاندان پیامبر به کار گرفت. مورد علاقه و محبت شدید و دعی خاص ائمه بود و از بزرگترین مرثیه سریان عاشورا به شمار می رفت. وی در سال شهادت امام حسین علیه السلام به دنیا آمد و به برکت دعی امام سجاد علیه السلام پیان عمرش ختم به شهادت شد. او که مدتی متواری بود، در یام خلافت مروان به شهادت رسید و در کوفه، داخل مقبره ی بنی اسد دفن شد. امام باقر علیه السلام در حق او دعا فرمود که: «لازلت مؤیدا بروح القدس ماذببت عنا اهل البیت» یعنی همواره تا زمانی که از ما خاندان دفاع می کنی، مؤید به روح القدس باشی.
همچنین رویت است که در «یام تشریق»، خدمت امام صادق علیه السلام رسید و اجازه خواست که درباره ی آن خاندان شعری بخواند. حضرت اهل بیت را جمع کرد تا آنان هم بشنوند. کمیت اشعار خود را خواند و حاضران گریستند. امام صادق دست به دعا بلند کرد و گفت: «اللهم اغفر للکمیت ما قدم و ما آخر و ما السر و ما اعلن و اعطه حتی یرضی». خدیا، گذشته و ینده ی کمیت را ببخشی و از نهان و آشکار او درگذر و به او آنقدر عطا کن تا راضی گردد.
ذهب الذین یعاش فی اکنافهم            لم یبق الا شامت او حاسد
و بقی علی ظهر البسیطة واحد         فهو المراد و أنت ذاک الواحد
بنی هاشم رهط النبی فاننی         بهم و لهم ارضی مرارا و اغضب
فقل لبنی امیة حیث کانوا          و ان خفت المهند و القطیعا
أجاع الله من اشبعتموه          و أشبع من بجورکم أجیعا
کسانی که پناه مردم بودند رفتند و جز شماتت گران و حاسدان کسی نمانده است.
و بر گستره ی زمین یکی باقی ماند که مقصود و آرزوی من است و آن یکی تو هستی.
خشنودی و خشم من همواره به خاطر بنی هاشم و بری آنان است زیرا خاندان و پیروان راستین پیامبرند.
به بنی امیه در هر جا که هستند بگو، حتی اگر می ترسی که بر شمشیر بکشند یا تو را از خود برانند، (بگو) الهی کسی که شما او را سیر کردید همیشه گرسنه بماند و آنکه از ستم شما گرسنه مانده سیر شود.

کناسه
نام محلی در کوفه که قبلا حالت بازاری و تجاری داشته و موقعیت آن، بین مسجد سهله و مسجد کوفه بوده است.افراد اعدامی را در ین مکان بر دار می کشیدند.علی «ع » در ین محله، لشکر خود را سامان داده به جنگ صفین شتافت.امام مجتبی «ع » نیز پس ازشهادت پدر، سپاه خود را در ینجا آماده کرد.ابن زیاد هم کوفیان را در همین محل بسیج کرد و به جنگ حسین «ع » فرستاد.
بدن مسلم بن عقیل را در ین میدان به دار کشیدند.پیکر انقلابی بزرگ «زید بن علی » نیز در همین مکان، چهار سال به دار آویخته ماند. (1) .پاورقی(1) عنصر شجاعت، ج 1، ص 392.

کنانة بن عتیق تغلبی
کنانة بن عتیق بن معاویة بن الصامت بن قیس التغلبی بوده و منسوب به قبیله تغلب بن وائل و عدنانی می باشد. وی اهل کوفه، و هنگام شهادت سن زیادی داشته است.

کنج ویرانه
پس از خطبه زینب «ع » در مجلس یزید که اوضاع را بر ضد او متحول ساخت، یزید ناچار اهل بیت را در خرابه ی بی سقف جی داد.آنان سه روز در آن خرابه بودند و برحسین «ع » نوحه و عزاداری می کردند. (1) رقیه، دختر خردسال امام حسین «ع » نیز در همانجا پدر را در خواب دید و پس از بیداری گریه سر داد و سر سید الشهدا را بریش آوردند و با دیدن آن صحنه مرغ جانش پر کشید و جان داد. (2) مدفن رقیه نیز همانجاست که بعدها حرمی بریش ساختند. (ین مساله از نظر محققان مورد بحث و تشکیک قرار گرفته است.)
زهری حزین ز گرد راه آمده بود            جبریل، غمین و عذر خواه آمده بود
در کنج خرابه، در میان طبقی           خورشید، به مهمانی ماه آمده بود
جغد دلم خرابه شام آرزو کند          تا با سه ساله دخترکی گفتگو کند
آن کعبه ی که قبله ارباب حاجت است         حاجت رواست، هر که به آن قبله رو کندپاورقی(1) مقتل خوارزمی، ج 2، ص 74، عوالم (امام حسین) ص 414، ریاض القدس، ج 2، ص 292.
(2) در منابع اولیه، ین مساله نیامده است، هر چند مشهور است.

کهیعص
از حروف مقطعه قرآن در اول سوره مریم.طبق برخی تفاسیر، ین حروف رمزی اشاره به حوادث یا فضیل یا مسیلی دارد که اهل بیت به علم آن آگاهند.از جمله تفسیرها و تاویلهی ین حروف، انطباق آن با حادثه کربلاست.در رویات است: حضرت زکریا نام پنج تن آل عبا را از جبرئیل فرا گرفت و چون به نام امام حسین «ع » می رسید، اندوهگین می شد و اشک در چشمش می آمد، اما با نامهی دیگر، اندوهش می رفت.راز آن را ازخداوند پرسید.خداوند با «کهیعص » قصه آن را خبر داد. «کاف »، نام کربلاست، «ها»، کشته شدن عترت طاهره است، «یاء» یزید ستمگر، قاتل حسین «ع » است، «عین » عطش حسین «ع » و «صاد» صبر و مقاومت اوست. زکریا سه روز در مصیبت حسین «ع » گریست و از خدا خواست که فرزندی به او عطا کند و با محبت او، آزمیشش کند و آنگونه که محمد «ص » را در سوگ فرزندش به داغ نشاند، او را هم داغدار کند.خداوند، یحیی را به او عطا کرد.یحیی هم همچون حسین «ع » ششماهه به دنیا آمد. (1) میان یحیی بن زکریا وحسین بن علی شباهتهی دیگر نیز وجود دارد.سر هر دو مظلومانه بریده شده و سر هر دو در طشت و طبقی پیش طاغوت زمانشان نهاده شد.پاورقی(1) تفسیر البرهان، ج 3، ص 3، بحار الانوار، ج 44، ص 223.یات دیگری نیز به شهادت امام حسین‏ «ع‏» تاویل شده ‏است.ر.ک: بحار الانوار، ج 44، ص 217 باب‏ «الیات الماولة لشهادته‏».

کودک شش ماهه
یکی از فرزندان امام حسین «ع » که شیر خوار بود و از تشنگی، روز عاشورا بی تاب شده بود.امام، خطاب به دشمن فرمود: از یاران و فرزندانم، کسی جز ین کودک نمانده است.نمی بینید که چگونه از تشنگی بی تاب است؟در «نفس المهموم » آمده است که فرمود: «ان لم ترحمونی فارحموا هذا الطفل » در حال گفتگو بود که تیری از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم علی اصغر را درید.امام حسین «ع » خون گلوی او را گرفت و به آسمان پاشید. (1) در کتابهی مقتل، هم از «علی اصغر» یاد شده، هم از طفل رضیع (کودک شیرخوار) و در ینکه دو کودک بوده یا هر دو یکی است، اختلاف است.
در زیارت ناحیه مقدسه، درباره ین کودک شهید، آمده است: «السلام علی عبدالله بن الحسین، الطفل الرضیع، المرمی الصریع، المشحط دما، المصعد دمه فی السماء، المذبوح بالسهم فی حجر ابیه، لعن الله رامیه حرملة بن کاهل الاسدی ». (2) و در یکی از زیارتنامه هی عاشورا آمده است: «و علی ولدک علی الاصغر الذی فجعت به » از ین کودک، با عنوانهی شیرخواره، ششماهه، باب الحویج، طفل رضیع و... یاد می شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمی است که در ارتباط با او آورده می شود.
طفل ششماهه تبسم نکند، پس چه کند            آنکه بر مرگ زند خنده، علی اصغر توست
«علی اصغر، یعنی درخشانترین چهره کربلا، بزرگترین سند مظلومیت و معتبرترین زاویه شهادت... چشم تاریخ، هیچ وزنه ی را در تاریخ شهادت، به چنین سنگینی ندیده است.» (3) علی اصغر را «باب الحوائج » می دانند، گر چه طفل رضیع و کودک کوچک است، اما مقامش نزد خدا والاست.
در گلخانه ی شهادت را           می گشید کلید کوچک ماپاورقی(1) معالی السبطین، ج 1، ص 423.
(2) بحار الانوار، ج 45، ص 66.
(3) اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، شهید پاک نژاد، ج 2، ص 42.

کورت فریشلر
مستشرق آلمانی. وی از جمله کسانی است که درباره تاریخ اسلام تحقیقاتی را انجام داده است. وی در مورد قیام عاشورا و نحوه ی رویارویی سپاهیان امام حسین علیه السلام و لشگریان ابن زیاد برداشتی دارد که خالی از اشکال نیست و در ین باره به راهی رفته که نتیجه ی عقلیی از آن دیده نمی شود. زیرا استدلال ضعیف او بر هیچ خواننده ی پوشیده نخواهد ماند.
فریشلر در ین مورد می گوید: «... اما می دانیم که ساحل رودخانه از طرف سربازهی عمر سعد اشغال شده بود نه بری ین که مانع از ین شوند که کاروان حسین علیه السلام از آب رودخانه استفاده نمیند بلکه نگذارند که کاروان حسین علیه السلام در ساحل غربی راه، از میدان جنگ عقب نشینی نمیند!!».

کوفه
نام یکی از شهرهی مهم عراق، که مرکز هواداران اهل بیت «ع » و «مغرس شیعه » بوده است و علی «ع » آنجا را بعنوان پیگاه حکومت خویش قرار داد.شهری است با فضیلت که احادیث متعددی در فضیلت آن نقل شده و طبق حدیث امام صادق «ع »، حرم امام علی بن ابی طالب علیه السلام است و «طور سینین » در قرآن، به آن تفسیر شده است. (1) ین شهر، درغرب نهر فرات بنا شده و بنی آن در زمان عمر بن خطاب و پس از فتح قادسیه به دست سعد بن ابی وقاص بود و در سالهی بعد شکوفاتر شد.پیشتر به آن «کوفان » هم گفته می شد.ریشه لغوی آن، به معنی گردآمدن است، چون بنی شهر دیره وار بوده، کوفه نام نهاده شد.کوفه به معنی شنزار سرخ هم آمده است. (2) .
ین شهر، پس از فتح سرزمین عراق به دست مسلمانان صدر اسلام، مرکز و پیگاهی نظامی بری نیروهی مسلمان شد تا از آنجا به سوی شرق حرکت کنند و در طول تاریخ، موقعیت سیاسی و نظامی ویژه ی یافت.به آن «کوفة الجند» هم می گفتند.در نزدیکی کوفه، «کربلا» محل زیست گروهی اندک بود که به کار کشاورزی در منطقه نزدیک به آب می پرداختند. (3) .
پس از امتناع امام حسین «ع » از بیعت با یزید و حرکت به سوی مکه، سران شیعه در کوفه نامه هی دعوت به امام نوشتند.حضرت، مسلم بن عقیل را به نمیندگی به کوفه فرستاد.کوفیان انقلابی با مسلم بیعت کردند ولی با آمدن ابن زیاد، اوضاع عوض شد و نگذاشتند امام به کوفه برسد.کوفه آن روز، از بافت خاصی ترکیب یافته بود و مردم آن یکدست نبودند.هم هواداران اهل بیت و علاقه مندان به علی «ع » و فرزندان او در کوفه می زیستند، هم گروههیی که تفکر خوارج را داشتند، یا هواداران بنی امیه در کوفه بودند. روحیه فرصت طلبی، تبعیت از زور، زودباوری و تاثیرپذیری از شیعات و تبلیغات، از ویژگیهی دیگر جامعه کوفه بود.پولدارترین افراد هم که نبض مالی شهر را در دست داشتند، همچون اشعث بن قیس، عمرو بن حریث، شبث بن ربعی از بازوان اصلی ابن زیاد محسوب می شدند. شهری با عناصر مختلف و ساکنان ناهمگون و ناهمدل و اغلب مهاجر به آن شهر تازه تاسیس، سبب شده بود که ثبات سیاسی نداشته باشد و همواره دستخوش امواج گردد.روح قبیلی و تعصبهی طیفگی در اقوام ساکن کوفه شدید بود و ابن زیاد، با تحت سلطه گرفتن بزرگان قبیل و عشیر، براحتی توانسته بود اوضاع شهر را در کنترل خویش در آورد.ین بود که آن همه دعوت و بیعت، کارساز نشد و هزاران دست بیعتگر، در برابر طوفان «ابن زیاد»، از هم گسیخت و حسین «ع » تنها ماند.
حادثه کربلا در نزدیکی ین شهر اتفاق افتاد و سپاه یزیدی عموما از ین شهر بری جنگ با حسین «ع » آمدند.پس از عاشورا نیز، اسری اهل بیت وارد ین شهر شدند و زینب کبری «ع » آنجا خطبه خواند و شادی کوفیان را به عزا مبدل ساخت.نهضت توابین به رهبری سلیمان بن صرد و نیز قیام مختار در همین شهر به وقوع پیوست.مردم کوفه، همانگونه که در رکاب علی «ع » در جنگ جمل و صفین شرکت داشتند، همواره در فعالیتهی ضد اموی حضور چشمگیر داشتند. ین شهر در تاریخ اسلام، همواره دستخوش امواج سیاسی، انقلابها، حوادث و آشوبها بوده است. حجر بن عدی، با اصحاب پاکبازش در کوفه قیام کرد و به شهادت رسید.عمرو بن حمق خزاعی، در کوفه شهید شد. میثم تمار به دستور ابن زیاد، در کوفه به دار آویخته شد.رشید هجری نیز که از یاران خالص علی «ع » بود، در آنجا به شهادت رسید.جنیات و فجیع «حجاج بن یوسف ثقفی » و کشتارهیش از شیعیان آل علی در کوفه بود، که کسانی همچون قنبر، کمیل، سعید بن جبیر و... به دست او به شهادت رسیدند.خروج زید بن علی بن الحسین «ع » و شهادتش در «کناسه »، در ین شهر بود.قیامهی سادات طباطبیی در نیمه قرن دوم هجری، قیام ابن طباطبی علوی، خروج ابی السریا در زمان مامون، شورشهی قرمطیان و... همه در ین شهر اتفاق افتاده است. قبر بزرگانی چون کمیل، خباب بن ارت، اخنف بن قیس، سهل بن حنیف انصاری و بسیاری دیگر در ین شهر است. (4) .
در ین شهر، «مسجد کوفه » از عظیمترین و مقدسترین مساجد و قطعه هی روی زمین است.محل مسجد کوفه، بنا به رویات، خانه آدم و نوح، مصلی ابراهیم و مصلی حضرت مهدی «ع » و محل عصی موسی و شجره یقطین و خاتم سلیمان است و جیی است که کشتی نوح از آنجا جریان یافته و قبور انبیاء و مرسلین و اوصیاء است و در مسجد کوفه، «دکة القضاء»، محل قضاوتهی امیر المؤمنین قرار دارد.امام صادق «ع » درباره آن فرموده است: «... تربة تحبنا و نحبه، اللهم ارم من رماها و عاد من عاداها» (5) کوفه تربتی است که ما را دوست دارد، ما نیز آن را دوست داریم، خدیا هر که سوء قصد به آن کند به تیربلیش بزن و هر که با آن دشمنی کند، دشمنش باش.پاورقی(1) سفینة البحار، ج 2، ص 498.احادیث مربوط به فضیلت کوفه در بحار الانوار، ج 97، ص 385 است.
(2) مجمع البحرین، طریحی، واژه کوفه.
(3) موسوعة العتبات المقدسه، ج 8، ص 46.بری آگاهی از نام محله ها، قبیل، تاریخچه، اعصار گوناگون و موقعیت‏ جغرافییی و محصولات و... آن رجوع کنید به بحث مفصل و مفید کتاب‏ «عنصر شجاعت‏»، خلیل کمره‏ی، ج 1، ص 359 تا 411.و فصل پنجم کتاب‏ «تشیع در مسیر تاریخ‏» ترجمه سید محمد تقی یت اللهی، نیز «الکوفة، نشاة المدینة ‏الاسلامیه‏»، هشام جعیط، دار الطلیعه، بیروت.
(4) بری آشنیی مفصلتر با تاریخ کوفه، ر.ک: «تاریخ الکوفه‏» سید حسین براقی نجفی، دار الاضواء، بیروت، «موسوعة‏المصطفی و العترة‏»، محسن الشاکری، ج 2، ص 109.و «سیمی کوفه‏»، غلامرضا گلی زواره.
(5) سفینة البحار، ج 2، ص 499.

کوفه
نام یکی از شهرهی مهم عراق، که مرکز هواداران اهل بیت «ع » و «مغرس شیعه » بوده است و علی «ع » آنجا را بعنوان پیگاه حکومت خویش قرار داد.شهری است با فضیلت که احادیث متعددی در فضیلت آن نقل شده و طبق حدیث امام صادق «ع »، حرم امام علی بن ابی طالب علیه السلام است و «طور سینین » در قرآن، به آن تفسیر شده است. (1) ین شهر، درغرب نهر فرات بنا شده و بنی آن در زمان عمر بن خطاب و پس از فتح قادسیه به دست سعد بن ابی وقاص بود و در سالهی بعد شکوفاتر شد.پیشتر به آن «کوفان » هم گفته می شد.ریشه لغوی آن، به معنی گردآمدن است، چون بنی شهر دیره وار بوده، کوفه نام نهاده شد.کوفه به معنی شنزار سرخ هم آمده است. (2) .
ین شهر، پس از فتح سرزمین عراق به دست مسلمانان صدر اسلام، مرکز و پایگاهی نظامی بری نیروهای مسلمان شد تا از آنجا به سوی شرق حرکت کنند و در طول تاریخ، موقعیت سیاسی و نظامی ویژه ی یافت.به آن «کوفة الجند» هم می گفتند.در نزدیکی کوفه، «کربلا» محل زیست گروهی اندک بود که به کار کشاورزی در منطقه نزدیک به آب می پرداختند. (3) .
پس از امتناع امام حسین «ع » از بیعت با یزید و حرکت به سوی مکه، سران شیعه در کوفه نامه هی دعوت به امام نوشتند.حضرت، مسلم بن عقیل را به نمیندگی به کوفه فرستاد.کوفیان انقلابی با مسلم بیعت کردند ولی با آمدن ابن زیاد، اوضاع عوض شد و نگذاشتند امام به کوفه برسد.کوفه آن روز، از بافت خاصی ترکیب یافته بود و مردم آن یکدست نبودند.هم هواداران اهل بیت و علاقه مندان به علی «ع » و فرزندان او در کوفه می زیستند، هم گروههایی که تفکر خوارج را داشتند، یا هواداران بنی امیه در کوفه بودند. روحیه فرصت طلبی، تبعیت از زور، زود باوری و تاثیر پذیری از شیعات و تبلیغات، از ویژگیهای دیگر جامعه کوفه بود.پولدار ترین افراد هم که نبض مالی شهر را در دست داشتند، همچون اشعث بن قیس، عمرو بن حریث، شبث بن ربعی از بازوان اصلی ابن زیاد محسوب می شدند. شهری با عناصر مختلف و ساکنان ناهمگون و ناهمدل و اغلب مهاجر به آن شهر تازه تاسیس، سبب شده بود که ثبات سیاسی نداشته باشد و همواره دستخوش امواج گردد.روح قبیلی و تعصبهی طیفگی در اقوام ساکن کوفه شدید بود و ابن زیاد، با تحت سلطه گرفتن بزرگان قبیل و عشیر، براحتی توانسته بود اوضاع شهر را در کنترل خویش در آورد.ین بود که آن همه دعوت و بیعت، کارساز نشد و هزاران دست بیعتگر، در برابر طوفان «ابن زیاد»، از هم گسیخت و حسین «ع » تنها ماند.
حادثه کربلا در نزدیکی ین شهر اتفاق افتاد و سپاه یزیدی عموما از ین شهر بری جنگ با حسین «ع » آمدند.پس از عاشورا نیز، اسری اهل بیت وارد ین شهر شدند و زینب کبری «ع » آنجا خطبه خواند و شادی کوفیان را به عزا مبدل ساخت.نهضت توابین به رهبری سلیمان بن صرد و نیز قیام مختار در همین شهر به وقوع پیوست.مردم کوفه، همانگونه که در رکاب علی «ع » در جنگ جمل و صفین شرکت داشتند، همواره در فعالیتهای ضد اموی حضور چشمگیر داشتند. ین شهر در تاریخ اسلام، همواره دستخوش امواج سیاسی، انقلابها، حوادث و آشوبها بوده است. حجر بن عدی، با اصحاب پاکبازش در کوفه قیام کرد و به شهادت رسید.عمرو بن حمق خزاعی، در کوفه شهید شد. میثم تمار به دستور ابن زیاد، در کوفه به دار آویخته شد.رشید هجری نیز که از یاران خالص علی «ع » بود، در آنجا به شهادت رسید.جنیات و فجیع «حجاج بن یوسف ثقفی » و کشتارهیش از شیعیان آل علی در کوفه بود، که کسانی همچون قنبر، کمیل، سعید بن جبیر و... به دست او به شهادت رسیدند.خروج زید بن علی بن الحسین «ع » و شهادتش در «کناسه »، در ین شهر بود.قیامهی سادات طباطبیی در نیمه قرن دوم هجری، قیام ابن طباطبی علوی، خروج ابی السریا در زمان مامون، شورشهی قرمطیان و... همه در ین شهر اتفاق افتاده است. قبر بزرگانی چون کمیل، خباب بن ارت، اخنف بن قیس، سهل بن حنیف انصاری و بسیاری دیگر در ین شهر است. (4) .
در ین شهر، «مسجد کوفه » از عظیمترین و مقدسترین مساجد و قطعه هی روی زمین است.محل مسجد کوفه، بنا به روایات، خانه آدم و نوح، مصلی ابراهیم و مصلی حضرت مهدی «ع » و محل عصی موسی و شجره یقطین و خاتم سلیمان است و جیی است که کشتی نوح از آنجا جریان یافته و قبور انبیاء و مرسلین و اوصیاء است و در مسجد کوفه، «دکة القضاء»، محل قضاوتهی امیر المؤمنین قرار دارد.امام صادق «ع » درباره آن فرموده است: «... تربة تحبنا و نحبه، اللهم ارم من رماها و عاد من عاداها» (5) کوفه تربتی است که ما را دوست دارد، ما نیز آن را دوست داریم، خدیا هر که سوء قصد به آن کند به تیربلیش بزن و هر که با آن دشمنی کند، دشمنش باش.پاورقی(1) سفینة البحار، ج 2، ص 498.احادیث مربوط به فضیلت کوفه در بحار الانوار، ج 97، ص 385 است.
(2) مجمع البحرین، طریحی، واژه کوفه.
(3) موسوعة العتبات المقدسه، ج 8، ص 46.بری آگاهی از نام محلّه ها، قبیل، تاریخچه، اعصار گوناگون و موقعیت جغرافیایی و محصولات و... آن رجوع کنید به بحث مفصل و مفید کتاب‏ «عنصر شجاعت‏»، خلیل کمره‏ی، ج 1، ص 359 تا 411.و فصل پنجم کتاب‏ «تشیع در مسیر تاریخ‏» ترجمه سید محمد تقی یت اللهی، نیز «الکوفة، نشاة المدینة ‏الاسلامیه‏»، هشام جعیط، دار الطلیعه، بیروت.
(4) بری آشنیی مفصلتر با تاریخ کوفه، ر.ک: «تاریخ الکوفه‏» سید حسین براقی نجفی، دار الاضواء، بیروت، «موسوعة‏المصطفی و العترة‏»، محسن الشاکری، ج 2، ص 109.و «سیمی کوفه‏»، غلامرضا گلی زواره.
(5) سفینة البحار، ج 2، ص 499.

کیسان ابوعمره

نام یکی از مشاورین و دوستان برجسته ی مختار بود. و گویند او مختار را به قیام ترغیب می نمود و به یشان خط می داد. و شید مختار بدین جهت لقب (کیسان) به خود گرفت. کنیه ی کیسان «ابوعمره» است. «در واقع کیسان و ابوعمره یک شخصیتند و او همان رییس پلیس مختار بود.
در آخرین جنگ مصعب بن زبیر علیه مختار بن ابوعبید ثقفی در منطقه ی «حمام اعین»، کیسان فرماندهی ارتش موالی (یرانیان) را به عهده داشت.




منوی اصلی
زیارت آنلاین
جستجوی مطلب


عبارت :

      تبدیل زبان : ALT + SHIFT
حدیث روز
حضرت امام محمد باقر علیه السلام :
ما عَرَفَ اَللهَ مَنْ عَصاهُ.
خدا را نشناخته آن كه نافرمانی اش كند .
(تحف العقول ص294)
لینک لوگوی کربلاگ
کربلاگ

مدیران محترم وب سایتها و وبلاگها در صورت تمایل می توانند جهت حمایت و لینک به کربلاگ از کد فوق استفاده نمایند که متقابلا کربلاگ نیز آنها را لینک خواهد نمود

صفحه اول | زندگینامه امام حسین | فلسفه و آثار قيام عاشورا | دایره المعارف جامع عاشورا | زیارت آنلاین اماکن متبرکه | زیارت عاشورا | مرکز آموزش علمی و کاربردی فرهنگ و هنر همدان


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای « کربلاگ » محفوظ می باشد.

Copyright © 2011, www.Karblog.ir ® All Rights Reserved.   Powered & Hosted by : WEB IRANI